الشيخ عباس القمي

697

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

فصل اوّل : در بيان توجّه حضرت سيد الشهداء عليه السّلام به جانب مكّه معظّمه چون در كتب فريقين اين واقعهء هائله به طور مختلف ايراد شده در اين رساله اكتفاء مىشود به مختصرى از آنچه اعاظم علماء در كتب معتبره ذكر نموده‌اند و ما تا ممكن باشد از روايت شيخ مفيد و سيّد ابن طاووس و ابن نما و طبرى تجاوز نمىكنيم و روايت ايشان را به روايت سايرين اختيار مىكنيم ، و غالبا در صدر مطلب اشاره به محلّ اختلاف و ناقل آن مىرود . الحال مىگوييم : بدان كه چون حضرت امام حسن عليه السّلام به رياض قدس ارتحال نمود ، شيعيان در عراق به حركت در آمده عريضه به حضرت امام حسين عليه السّلام نوشتند كه : ما معاويه را از خلافت خلع كرده با شما بيعت مىكنيم . حضرت در آن وقت صلاح در آن امر ندانسته ، امتناع از آن فرموده و ايشان را به صبر امر فرمود تا انقضاء مدّت خلافت معاويه . [ مرگ معاويه و نامهء شوم يزيد به فرماندار مدينه ] پس چون معاويه در شب نيمهء ماه رجب سال شصتم هجرى از دنيا رخت بر بست ، فرزندش يزيد به جاى او نشست و به اعداد امر خلافت خود پرداخت . نامه‌اى نوشت به وليد بن عتبة بن ابى سفيان كه از جانب معاويه حاكم مدينه بود به اين مضمون كه اى وليد ! بايد بيعت بگيرى از براى من از ابو عبد اللّه الحسين و